يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
162
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
اين شخص ويس قونسول اصلا اهل يونان است كه زبان فرانسه و يونانى و روسى و تركى اسلامبولى را خيلى خوب حرف مىزند . شخص متمولى است . شراكت در تجارتهاى بزرگ دارد و ويس قونسولى ايران كه قبول كرده نه از براى منفعت و مواجب است ، فقط جهت افتخار است . بعد از ملاقات افسوس مىخورد كه چرا از رستوف اطلاع ورودتان به اينجا [ را ] نداديد كه اسباب آسايش فراهم بياورم . به هر حال صاحب مهمانخانه را خواست خيلى تهديد كرد گفت تذكرهها را فى الفور حاضر كردند . قريب يك ساعت به صحبت مشغول بوديم . بعد به منزلش رفت . ما هم دو ساعت از شب گذشته شام خورده خوابيدم . صبح زود مجددا ويس قونسول حاضر شد ، خواهش نمود كه ناهار را منزل او برويم . چون يك ساعت ديگر عازم اسلامبول بوديم معذرت خواستم . گفتم تلگرافا به جناب اشرف پرنس ارفع الدوله ميرزا رضا خان سفير كبير دولت ايران در اسلامبول از ورود ما اطلاع بدهد . دو ساعت از آفتاب گذشته از مهمانخانهء كنار دريا رفتيم . ويس قونسول هم دو اطاق درجهء اول جهت ما بليط گرفت . با مشار اليه وداع كرده كشتى حركت كرد . اين كشتى بسيار بزرگ و تندرو است ، دخلى به كشتيهاى درياى خزر ندارد . آن روز و آن شب را كشتى در حركت بود . روز دوشنبه پانزدهم ماه انقلاب مختصرى در دريا بهم رسيد . كشتى قدرى به تلاطم آمد . اين انقلاب تا شش ساعت باقى بود ، ولى ساكنين كشتى را چندان منقلب نكرد . آن روز را هم تا غروب آفتاب كشتى در حركت بود . اول غروب به بوغاز اسلامبول رسيديم . چون بعد از غروب كشتى بىاجازه حق داخل شدن در بوغاز [ را ] ندارد ، كشتى را لنگر انداخته بيدق سلام بلند كرد . كاپيتان كشتى با چند نفر ديگر در « لوتكه » نشسته براى اجازه پيش صاحب منصب عسكر عثمانى كه در ساحل بوغاز قراول مىباشند رفتند . بعد از چند دقيقه اذن دخول گرفته مراجعت نمودند . مجددا كشتى حركت كرد تا يك ساعت و نيم از شب گذشته نزديك به ساحل وسط شهر رسيد . كشتى را نگاه داشتند . امشب بايد ساكنين كشتى در ميان كشتى بمانند . كسى حق خروج ندارد . دو ساعت از شب گذشته در تهيهء خوابيدن بوديم .